سلام به همه دوستان خوبم
خرداد ماه هم به سرعت تمام شد. مدیر بنده هم از آمریکا تشریف آوردن و کارهام سه برابر شده. این اوضاع به هم ریخته دارو هم که نور علی نور شده. دیروز از صبح درگیر ترخیص یک دارو بودم که آخرش هم نشد و تقریبا هر بیست دقیقه هم از سازمان زنگ میزدن که چی شد. دو هفته هست که دارو تو گمرک معطل مونده و به خاطر بی لیاقتی یک مشت مسئول هنوز نتونستیم به دست مردم برسونیم. تقزیبا بیشتر مراکز ام آر آی به حال نیمه تعطیل درومدن بخاطر کمبودش. واقعا شرایط کاری سختیه خدا به هممون رحم کنه.
دختری هم خوبه. مشغول امتحانات آخر ترمه. به من میگه یک جا غیر از شرکت خودتون معرفیم کن که برم کاراموزی. هر چی بهش میگم دختر جان هنوز زوده برات و اینجور حرفا. میگه که حوصله ام سر میره تابستون. حالا باید ببینم چکار کنم براش.
همسر هم مثل همیشه مشغوله. یکم شاکیه از کار بیش از حد من و اینکه میرسم خونه عین جنازه هستم ولی خب چه میشه کرد یا باید کارم رو عوض کنم و یا همینطور ادامه بدم انتخاب سومی وجود نداره. کارم رو خیلی دوست دارم. ولی خب کار سنگینیه و چون مسئولیت پذیر هستم هر روز کار بیشتری روی دوشم میزازن. فکر میکنم باید در خودم و رفتار و متش کاریم تغییراتی بدم که هم ازم سواستفاده نشه و هم بتونم بین کار بیرون و زندگی شخصی خودم تعادل برقرار کنم.
امشب مهمون دارم. خاله از انگلیس اومده و من مهمونی دادم. هفته دیگه هم انشالله زنانه میریم شمال با مامان و خاله و خواهرا. اوسط تیر هم که سفر به هند رو برنامه ریزی کردم. یک عالمه کار کوچیک و بزرگ رو اونجا باید به سرانجام برسونم.آخر این ماه هم موسسه یک تدریس دیگه برام گذاشته که هنوز هیچ کاری براش نکردم. خلاصه بگم که تیرماه شلوغی در پیش روست.
پی نوشت. مهرسا جان برام پیام خصوصی گذاشته بودی. اون دارویی رو که گفتی شرکت ما نداره. برات از همکارا میپرسم و اگر پیدا کردم بهت خبر میدم.
اینم از پست خلاصه من! دوستتون دارم و براتون تیرماه پر از اتفاقای خوب آرزو میکنم.
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمی