سال نو با تاخیر مبارک باشه. امیدوارم سال خیلی خوبی برای همه مردم ایران باشه.
منم خدا رو شکر خیلی خوبم. سرحال و پرانرژی برگشتم سرکار.
خیلی وقته که ننوشتم. تو این مدت دو تا از دوستان خوبم . یعنی عمه خانم و اعظم جان بهم سر زدن که خیلی ازشون ممنونم.
از سفر کره تا به حال اتفاقات زیادی افتاده که سعی میکنم خلاصه بگم.
یه سفر خارجی دیگه به اتریش، شهر وین داشتم که خیلی بهم خوش نگذشت. درست وسط یخبندان اروپا رفتیم اونجا. اونقدر سرد بود که راین هم یخ زده بود. یه ادم مزخرف هم همراهم بود که حسابی از دستش حرص خوردم.
موهام رو هم کوتاه کوتاه کردم. پسرونه! با شجاعت تمام رفتم و یه روز موهایی که تا کمرم بود رو پسرونه زدم. البته همه میگن که خیلی بهت میاد و جوانتر به نظر میای.
سال ۹۶ سال سخت و پر از کار و کوشش مداومی برام بود. با همه خوبی ها و بدیهاش تموم شد. امیدوارم سال جدید خیلی بهتر باشه. طلیعه اش که برای من خیلی خوب بوده و آرامش و خوشحالی داشتم.
برای تعطیلات هم چند روزی رفتیم شمال. همراه با مادرشوهر گرام و کلا خوب بود و به من خوش گذشت.
خواهر و برادرم هم اومده بودند شمال و یکم مهمون بازی کردیم و رفتیم پیش هم و کلا خیلی خوب بود.
فثط یک همسایه مزخرف داشتیم که هر شب تا ۳ نصفه شب صدای بلند موسیقیشون اعصابمون رو به هم ریخته بود. کلا اصلا فرهنگ آپارتمان نشینی وجود نداره.
امسال هم مطابق سالهای دیگه میخواستم اهداف امسالم رو مشخص کنم. راستش اهداف زیادی به فکرم نرسید. نمیدونم این خوبه یا بد. اینکه فکر میکنم جایگاهی که الان هستم خیلی خوبه و نیاز نیست دنبال چیزای بیشتری باشم. به هر حال هنوزم فکرم مشغول اهداف مورد نظرم هست.
همینطور تصمیم گرفتم آرزوهام رو بنویسم و بهشون فکر کنم. تنها آرزویی که به نظرم رسید خوشبختی دخترم بود. راستش بازم به فکر فرو رفتم که چرا آرزویی برای خودم ندارم.
این رو بگم که خدای بزرگ برمن مهر و محبت و لطفش رو تموم کرده. اینقدر غرق در دریای لطف و مهربانی و نعمات بی حد و حصرش هستم که واقعا آرزویی به نظرم نمیرسه برای خودم. واقعا هر چقدر شکر نعماتش رو بکنم بازم کمه.
به هر حال هنوزم دارم راجع به آرزوهام فکر میکنم. شاید آرزویی رو جایی در سالهای گذشته جا گذاشته باشم.
براتون در سال جدید بهترینها رو آرزو دارم. مواظب خودتون باشین
زیبای شاکر
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمی